پرسشگر
مشاور
اسپیرو کستوف در کتاب مشهورش، تاریخ معماری: صحنهها و آیینها، معماری را شامل صحنهها (setting) و آیینها (ritual) میداند. اگر ما هم شبیه به او فکر کنیم، آن وقت «معماری آموزش» دستکم واجد دو جزء معنادار است:
۱. آیین آموزش، که با مجموعهای از روالها و ترتیبها، رویدادها، اشیاء و لوازم و آلات، افراد و مناصب و کسوتها و جایگاههای اجتماعی و مکانی و چیزهایی دیگر پیوند میخورد؛
۲. صحنۀ آموزش، که شامل ویژگیهای مکانی و کیفیتهای فضایی و پرداختهای بصری است.
در چنین نگاهی، صحنۀ آموزش تابعی است از همان آیینها. در زندگی روزمره امروزمان هم کمابیش همین را میبینیم. مدرسههای ما کلاس درس دارد. این کلاس در نظرمان جهتی دارد، جلو و عقبی دارد، نقاطی مهمتر و نقاطی کماهمیتتر دارد. معلمان در نقطهای معین از کلاس درس قرار میگیرند و آموزش میدهند. حضور این کیفیت در معماری کلاسهای درس همچنان تابع فرهنگ و آیین آموزش در نزد ما و شاهد آن است که معماران و طراحان مدرسهها و دیگر ساختمانهای آموزشی که در آنها درس میخوانیم نیز خواسته یا ناخواسته و دانسته یا نابخود از این آیین آموزش تبعیت کردهاند.
اگر از این نکته چشم بپوشیم، و معماری را صرفاً جسم مکان، مثل کالبد کاخ و مسجد و خانه و چادر و خرگاه و ... در یک دورۀ تاریخی بشماریم، آنگاه نمیتوانیم کامل توضیح بدهیم که چرا این کالبد اینگونه است که هست. این جسم همواره تابعی از آیینی است که در آن جریان داشته است.
مردم نیز در جوامع مختلف به واسطۀ آیینهایشان و تجربۀ مستمر آنها یک «تصور کمابیش مشترک» از کیفیات مکان خاص آیینهایشان به دست میآورند. برای همین است که مثلاً ما وقتی یک مدرسه را میبینیم و به ما میگویند اینجا کلاس درس این مدرسه است، ممکن است بگوییم «این که کلاس درس نیست!» چون با تصور مکانی ما همخوان نیست.
هیچ بعید نیست که شما با در نظر گرفتن آیینهای آموزش، که ممکن است به جز مدرسه در خانه و مسجد و حتی کالبدهای ظریفتر جاری بوده باشد، در مطالعۀ معماری یک دورۀ تاریخی به تصور فضاییای از آموزش و آیینها و فضاهای خاص آن دست بیابید که حتی بتواند مدرسه و دیگر بناهای معطوف به آموزش در آن دوره را توضیح بدهد.
کلیدواژه
اعلام
موضوعات
زیر موضوعات
زیرموضوعی ندارد
امتیاز پرسش
امتیاز پاسخ